على محمدى خراسانى
154
شرح كفاية الأصول (فارسى)
4 - واجب نفسى تهيّئى قوله : ان قلت : مقدّمات وجوديّهء واجب دوگونه است . 1 - مقدّمات مفوّته : مقدماتى كه پيش از وقت مقدور ما است و بايد انجام شود ، و گرنه موجب تفويت واجب مىشود . 2 - مقدمات غير مفوّته : مقدماتى كه پس از دخول وقت واجب هم مىتوان انجام داد ، مثل تحصيل ساتر و استقبال و مكان مباح و تطهير لباس و بدن براى نماز . حال اشكال به برهان انّى است كه گفتيم : « وجوب مقدّمات مفوّته قبل از وقت واجب كاشف از وجوب ذى المقدّمه است . » مستشكل مىگويد : اگر وجوب مقدّمهاى پيش از وقت واجب ، كاشف از وجوب ذى المقدّمه پيش از وقت باشد . ( مثلا وجوب تحصيل طهارت مائى ساعت هشت صبح براى كسى كه در وقت واجب تمكن از آن ندارد ، كاشف از وجوب نماز از هشت صبح باشد ، ) لازمهاش آنست كه جميع مقدّمات وجوديّهء آن واجب ( مثل تحصيل قبله - ساتر و . . . ) پيش از وقت و از هشت صبح واجب باشند ؛ زيرا علّت آنها - كه وجوب ذى المقدّمه باشد - تحقّق يافته و معلول هم از علّت جدا نيست . پس اينها نيز بايد از قبل واجب باشند ؛ با اين تفاوت كه واجب دو قسم است . 1 - پارهاى از واجبات ، مضيّق هستند ، يعنى وقت آنها تنگ است و بايد فورى انجام شوند . 2 - برخى از واجبات موسّعاند . يعنى وقت آنها وسيع است و فوريّت ندارند . در نتيجه مقدّمهء مفوّته بايد از نوع واجب مضيّق باشد و فورا در هشت صبح بايد انجام شود ؛ ولى ساير مقدّمات واجب بايد موسع باشند و مكلّف بتواند از هشت صبح تا پس از دخول وقت و پيش از واجب ، هر زمان كه مايل بود آنها را انجام دهد ؛ ولى اصل وجوب حتمى است . پس اگر وجوب مقدّمهاى ، كاشف از وجوب ذى المقدّمه بود ، بايد مقدّمات ديگر واجب نيز و لو از نوع واجب موسّع ، از قبل واجب باشند . اگر ساير مقدّمات هم واجب شدند ، لازمهاش آنست كه چنانچه يكى از آنها بالعرض مضيّق شد ، و لو بالذات موسّع